بابا صفرى
341
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )
ما در مورد فقاهت و دانش و اسلاميت مرحوم آخوند نه صلاحيت داشتيم و نه مطلبى عنوان كردهايم بلكه نوشتهايم كه « او روحانى پيرى بود كه مثل مرحوم آقا ميرزا على اكبر اردبيل بنام اسلام و مشروعيت با مشروطيت مخالفت مينمود » و چون طرفداران وى همه مثل خود او نبودند از اينرو مخالفت وى « موجب قتل گروهى از آزاديخواهان گرديد » . بعد از تذكار ايشان ما درصدد تحقيق از وضع آخوند برآمديم ولى به آيت اللّه مرحوم آقاى سيد احمد زنجانى دسترسى نيافتيم . از بعضى از علماى ديگر زنجان پرس و جوهائى كرديم و از يكنفر از آنها كه سيد جليل و ملاى طراز اول و سالها در حوزهء علميهء قم محل مراجعات بوده و آخوند را ميشناخته است چنين شنيديم كه « آخوند ملا قربانعلى ميتوانست با استفاده از نفوذ و موقعيت خود كارهاى خوبى بنفع اسلام بكند » . ما قلبا از روان مرحوم آخوند عذر ميخواهيم زيرا در كتابى كه مربوط باردبيل است سخن گفتن از او را بى جا ميدانيم . او روحانى فقيه و زاهد با تقوائى بود و به قول آيت اللّه آقاى سيد جلال الدين سلطان العلماء ملكى زنجانى و ثقات ديگر زنجان از مال دنيا به چند تكه زيلو و يك پوستين و يك سماور حلبى قناعت داشت . تأهل نكرد و چهل سال آخر عمر را روى رختخواب نديد و بدان پوستين و زيلو كفايت نمود . غالب شبها در پشت بام بعبادت مشغول بود و حتى نصف شبى هنگام پائين آمدن از نبرد بام افتاده پايش شكسته بود . اگر ما در جلد اول از او سخن گفتهايم از آنجا بوده است كه با شهادت يك اردبيلى ارتباط داشته است ولى چون نويسندهء روحانى ما را در مورد آن گفتهها بدادگاه عدل الهى كشانيده است ناچاريم بگوئيم كه در آن دادگاه بايد عاليترين مراجع تقليد آن روز شيعه يعنى آيت اللّه مرحوم آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ( صاحب كفايه ) و آيت اللّه مرحوم شيخ عبد اللّه مازندرانى جوابگو باشند كه در مورد آخوند ملا قربانعلى چنين فتوى دادهاند : « كثرت سن و عدم معاشرت و عالم نبودن جناب آخوند ملا قربانعلى زنجانى